پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

پایهٔ آمال محکم در جهان کردن چرا

خویش را غافل ز مرگ ناگهان کردن چرا

خلقت باغ جنان بهر تو شد ای بیخبر

اندرین ویرانه چون جغد آشیان کردن چرا

پای لنگ و راه دور و تن ضعیف وتوشه کم

اینقدر بار گناه خود گران کردن چرا

مرکب نفس اردهی جولان لگدکوبت کند

این شرارت پیشه آزاد از عنان کردن چرا

حب دنیا بت بود دل خانهٔ حق ای عجب

در درون خانهٔ حق بت نهان کردن چرا

مرگ لایستأخرونست و لایستقدمون

عمر طی بیهوده در وقت امان کردن چرا

خلق را دانی چو عاجز در گذر از زید و عمرو

شرح عجز خویش نزد این و آن کردن چرا

پخته شو خامی بنه تا ایمن از آتش شوی

همچو گندم سینه چاک از بهر نان کردن چرا

ناتوانی ها تو را بعد از توانائی بود

بی مروت ظلم بر هر ناتوان کردن چرا

گوش کن پند صغیر و مردم آزاری مکن

زانچه رنجد از تو یکدل آنچنان کردن چرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸ای قوی پنجه که بازوی تواناست ترا
  2. شمارهٔ ۳۹ای نام عاشق‌سوز تو ورد زبان‌ها
  3. شمارهٔ ۴۰ای بی نیاز ذات تو از هر نیاز ما
  4. شمارهٔ ۴۱گر از حبیب طلب میکنی سوای حبیب
  5. شمارهٔ ۴۲ساقیا بی تکلف آر شراب
  6. شمارهٔ ۴۳بیا ساقی از یکدو جام شراب
  7. شمارهٔ ۴۴بتی کو عزم دوری داشت با من با منست امشب
  8. شمارهٔ ۴۵دل بدست آر دلا کعبهٔ مقصود دل است
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.