پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

ای قوی پنجه که بازوی تواناست ترا

دست گیر از ضعفا پای چو برجاست ترا

کن مهیا ز وفا خواستهٔ محرومان

ای که ناخواسته هرچیز مهیاست ترا

جرعهٔی هم بحریفان تهی کاسه ببخش

ای که پر می قدح و ساغر و میناست ترا

ای به هر دایره پرگارصفت سرگردان

بشنو این نکته که آن حل معماست ترا

حاجت خویش بمحتاج دگر عرضه مکن

از خداوند طلب هر چه تقاضاست ترا

دوش پیر خردم گفت ز احمق بگریز

گرچه در موعظه انفاس مسیحاست ترا

بی دلیلت نشود ره سر موئی نزدیک

گرچه هر مو قدم بادیه پیماست ترا

سوی معراج وصالت نبود بال عروج

تا ز قید من و ما سلسله برپاست ترا

چون طبایع بتفاوت شده ایجاد صغیر

مصلحت با همه کس رفق و مداراست ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰ای بی نیاز ذات تو از هر نیاز ما
  2. شمارهٔ ۴۱گر از حبیب طلب میکنی سوای حبیب
  3. شمارهٔ ۴۲ساقیا بی تکلف آر شراب
  4. شمارهٔ ۴۳بیا ساقی از یکدو جام شراب
  5. شمارهٔ ۴۴بتی کو عزم دوری داشت با من با منست امشب
  6. شمارهٔ ۴۵دل بدست آر دلا کعبهٔ مقصود دل است
  7. شمارهٔ ۴۶آنکه مانند تواش یار دل آزاری هست
  8. شمارهٔ ۴۷جمله خوبی های عالم در محبت مضمر است
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.