پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

گر از حبیب طلب میکنی سوای حبیب

برو برو که نیی لایق لقای حبیب

من و هر آنچه که باشد فدای آن عاشق

که کرد غیر حبیب آنچه به فدای حبیب

کسان که محو حبیبند نیستند آگه

نه از جفای حبیب و نه از وفای حبیب

من از حبیب نخواهم جز او وگر خواهم

نخواهم آنچه نباشد در آن رضای حبیب

نمانده غیر دلی بهر من بجا وین هم

نگاهدارمش از آنکه هست جای حبیب

چنان شدم که اگر بودمی دوصد سر و جان

بدوستی قسم افشاندمی بپای حبیب

برو چراغ محبت بدل فروز آنگاه

چو آفتاب ببین روی دلربای حبیب

من آن صغیر که بودم نیم بمردم وداد

حیات تازه مرا لعل جانفزای حبیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳بیا ساقی از یکدو جام شراب
  2. شمارهٔ ۴۴بتی کو عزم دوری داشت با من با منست امشب
  3. شمارهٔ ۴۵دل بدست آر دلا کعبهٔ مقصود دل است
  4. شمارهٔ ۴۶آنکه مانند تواش یار دل آزاری هست
  5. شمارهٔ ۴۷جمله خوبی های عالم در محبت مضمر است
  6. شمارهٔ ۴۸ای بشر چیست بغیر از تو که ان آن تو نیست
  7. شمارهٔ ۴۹ای ناله برمیا که تو را دادخواه نیست
  8. شمارهٔ ۵۰زنده نبود آنکه او را معرفت در کار نیست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.