پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

دور کن یکدم ز خود جهل هوی اندیش را

چشم خودبین باز کن بنگر خدای خویش را

چند روزی هم مسلمان شو ببر فرمان حق

چند فرمان می‌بری این نفس کافر کیش را

چند بهر مال دنیا می‌دهی عقبی به باد

قسمتت اینست قانع باش کم یا بیش را

هیچ سلطان بیشتر از یک کفن همره نبرد

وان کفن هم در دم رفتن بود درویش را

از برای لقمه نان دشنام بر سائل مگوی

نه بده آن نوش را و نه بزن این نیش را

عاقبتها را خدا فرموده فانظر کیف کان

پس تو عبرت گیر زین پس مردمان پیش را

ای صغیر افعال خود را پیش عاقل خود بسنج

کاین بود فن مردمان مصلحت اندیش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵رفت اختیار ما به نگاهی ز دست ما
  2. شمارهٔ ۳۶پایهٔ آمال محکم در جهان کردن چرا
  3. شمارهٔ ۳۷اگر مشاهده خواهی جمال یزدان را
  4. شمارهٔ ۳۸ای قوی پنجه که بازوی تواناست ترا
  5. شمارهٔ ۳۹ای نام عاشق‌سوز تو ورد زبان‌ها
  6. شمارهٔ ۴۰ای بی نیاز ذات تو از هر نیاز ما
  7. شمارهٔ ۴۱گر از حبیب طلب میکنی سوای حبیب
  8. شمارهٔ ۴۲ساقیا بی تکلف آر شراب
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.