پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

فرقی نمانده در عمل خوب و زشت ما

یکسان شده است کعبه و دیر و کنشت ما

انجام خود ز خوی بد و نیک خود بیاب

در ما نهفته دوزخ ما و بهشت ما

گر برخلاف میل رود عمر چاره چیست

بوده است این ز روز ازل سرنوشت ما

حالی بود عمارت ما خاک و خشت غیر

تا خود عمارت که شود خاک و خشت ما

گوئی به هیچ روی تغیر پذیر نیست

دست طبیعت آنچه نهد در سرشت ما

گر سعی ماست حاصل ما روز رستخیز

نبود بغیر صاعقه در خورد کشت ما

کفر است ناامیدی و بیگانگی صغیر

باشد که ننگرند بکردار زشت ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶پایهٔ آمال محکم در جهان کردن چرا
  2. شمارهٔ ۳۷اگر مشاهده خواهی جمال یزدان را
  3. شمارهٔ ۳۸ای قوی پنجه که بازوی تواناست ترا
  4. شمارهٔ ۳۹ای نام عاشق‌سوز تو ورد زبان‌ها
  5. شمارهٔ ۴۰ای بی نیاز ذات تو از هر نیاز ما
  6. شمارهٔ ۴۱گر از حبیب طلب میکنی سوای حبیب
  7. شمارهٔ ۴۲ساقیا بی تکلف آر شراب
  8. شمارهٔ ۴۳بیا ساقی از یکدو جام شراب
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.