پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

جز می کشیدن حاصلی کو گردش ایام را

ساقی بنازم دست تو در گردش آور جام را

دانی چرا زاهد نبرد از می کشیدن بهره‌ای

ز آغاز می‌پنداشت بد اینکار نیک انجام را

مغبچه‌ یی از میکده آید اگر در مدرسه

چون خم می‌آرد بجوش این زاهدان خام را

بر من شبی پیر مغان بنمود جامی مرحمت

کز مستیش دادم ز کف هم ننگرا هم نام را

منمای بر من زاهدا این سبحهٔ صد دانه ات

من مرغ نادان نیستم برچین ز ره این دام را

دین و دل خود باختم بر روی و موی دلبری

کز موی و رو طرح افکند هم کفر و هم اسلام را

آن عام کالانعام را خواهی شناسی بازبین

آن کو بهمره می‌برد در بزم خاصان عام را

سازد صغیر از حق طلب رسم حیا شرط ادب

تا حق حرمت وانهد رندان درد آشام را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹گردون همیشه پست کند ارجمند را
  2. شمارهٔ ۳۰چو در کویت وطن دارم نجویم باغ رضوان را
  3. شمارهٔ ۳۱بگشود تا به خنده لب نوشخند را
  4. شمارهٔ ۳۲مکن باور به یک منوال دور زندگانی را
  5. شمارهٔ ۳۳دور کن یکدم ز خود جهل هوی اندیش را
  6. شمارهٔ ۳۴فرقی نمانده در عمل خوب و زشت ما
  7. شمارهٔ ۳۵رفت اختیار ما به نگاهی ز دست ما
  8. شمارهٔ ۳۶پایهٔ آمال محکم در جهان کردن چرا
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.