پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

ویرانهٔ آن گنج نهان است دل ما

گنجینهٔ سر دو جهان است دل ما

تا گشته خریدار تو ای گوهر مقصود

فارغ ز غم سود و زیانست دل ما

احوالی از او پرس که اندر خم زلفت

باز آمده از کون و مکانست دل ما

ما را بجنان شیخ همی خواند و غافل

کز یاد رخت باغ جنانست دل ما

پر ساخته از نام و نشان گرچه جهان را

در کوی تو بی نام و نشانست دل ما

از چشم یقین روی تو دیده است دو صد شکر

وارسته ز هر شک و گمانست دل ما

مقصود دل ما همه مقصود دل توست

رائی که بر آنی تو بر آنست دل ما

چون با همه یکرو شده در ظاهر و باطن

زان محرم اسرار نهانست دل ما

دیریست که از لطمهٔ چوگان محبت

چون گو به سر خویش دوانست دل ما

عمریست که سیرش همه در عرش الهیست

یعنی همه در خود نگرانست دل ما

تا مهر علی کرده در او جای صغیر!

یک شیشه پر از جوهر جانست دل ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴چند به چهره افکنی زلف سیاه خویش را
  2. شمارهٔ ۲۵خدای ساخته گنجینه گهر ما را
  3. شمارهٔ ۲۶در روزگار چون گذرد روزگار ما
  4. شمارهٔ ۲۷جز می کشیدن حاصلی کو گردش ایام را
  5. شمارهٔ ۲۸من از دل رخ نتابم زانکه یارم رخ نمود اینجا
  6. شمارهٔ ۲۹گردون همیشه پست کند ارجمند را
  7. شمارهٔ ۳۰چو در کویت وطن دارم نجویم باغ رضوان را
  8. شمارهٔ ۳۱بگشود تا به خنده لب نوشخند را
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.