پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

موشکافی به جهان گرچه بود پیشهٔ ما

به میان تو نبرده است ره اندیشهٔ ما

ما که داریم به عشق تو عنان تا چه کند

دل چون سنگ تو با این دل چون شیشهٔ ما

هر کسی را هنری پیشه و کاری در پیش

نیست جز عشق تو ای رشک پری پیشهٔ ما

اگر از فتنهٔ چشم تو بیابیم امان

نیست از فتنهٔ دور فلک اندیشهٔ ما

با چنین اشک روان سرخوش و خرم دایم

چون نباشیم که در آب بود ریشهٔ ما

مدعی تیشهٔ ما آه بود ریشهٔ خود

رو نگهدار و بپرهیز از این تیشهٔ ما

زاهوی چشم بتانیم در اندیشه صغیر

با وجودی که رمد شیر نر از بیشهٔ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹عشق تو با خاک ره ساخته یکسان مرا
  2. شمارهٔ ۲۰شکرلله که شده جای تو اندر دل ما
  3. شمارهٔ ۲۱اگر به جرم محبت کنند پوست، مرا
  4. شمارهٔ ۲۲ویرانهٔ آن گنج نهان است دل ما
  5. شمارهٔ ۲۳داده ام جا به سر هوای تو را
  6. شمارهٔ ۲۴چند به چهره افکنی زلف سیاه خویش را
  7. شمارهٔ ۲۵خدای ساخته گنجینه گهر ما را
  8. شمارهٔ ۲۶در روزگار چون گذرد روزگار ما
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.