پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸

ناصح از بیماری عشق از چه بیم آری مرا

خوشتر از صحت بود این گونه بیماری مرا

تا در این بیماریم از بی پرستاری چه باک

میکند بیماری از شفقت پرستاری مرا

تا گرفتارم به عشق آزادم از کون و مکان

کرده آزاد از دو عالم این گرفتاری مرا

گرچه خوارم لیک با آن گل قرینم روز و شب

عزتی هرگز نباشد به از این خواری مرا

من خود ار خواهم برای اوست نی از بهر خود

گفتمت این تاز خودخواهان مپنداری مرا

ای فلک من نیستم آن کز تو بینم نیک و بد

دست بگشا گر که بتوانی بیازاری مرا

میکنم از همت خود چرخ را یاری صغیر

گر کند لطف علی مرتضی یاری مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰به چنگ آرم شبی گر طره جانانهٔ خود را
  2. شمارهٔ ۱۱شبی فرهاد اگر بیند به خواب آن لعل نوشین را
  3. شمارهٔ ۱۲تا بود زلف تو اسباب پریشانی ما
  4. شمارهٔ ۱۳جانا ز که آموختی این عشوه گری را
  5. شمارهٔ ۱۴در روی این زمین که تویی صد هزارها
  6. شمارهٔ ۱۵شد به زلف یار هر که مبتلا
  7. شمارهٔ ۱۶گر نبینم روزی آن مهر جهان افروز را
  8. شمارهٔ ۱۷موشکافی به جهان گرچه بود پیشهٔ ما
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.