پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۹

زلف از شانه بروی چو قمر میریزد

یا که بر برگ سمن سنبل تر میریزد

هر دلی کی هدف ناوک نازش گردد

غمزه اش خون دل اهل نظر میریزد

گر نقاب افکند از روی جود آنزهره جبین

حسن او آبروی شمس و قمر میریزد

با که گویم که همی کام مرا دارد تلخ

آنکه از قند لبش تنگ شکر میریزد

دامنم رشگ گلستان شده بس دیده بر آن

با خیال رخ او خون جگر میریزد

کی شوم شاد که هر دم پی آزردن من

فلک بوقلمون رنگ دگر میریزد

افتد از قدر چو از مرد هنر گردد دور

می شود زشت ز طاوس چو پر میریزد

گنج بیند چو نشد مایهٔ خود از خجلت

رو نهان می‌کند و خاک به سر میریزد

حرص دزدیست که او را نکنی گر زندان

خون عیسی ز پی بردن خر میریزد

بحر رحمت متلاطم کند آنقطرهٔ اشگ

که ز چشم تو بهنگام سحر میریزد

تا ثنا خوان شهنشاه نجف گشته صغیر

سخنش آب بر روی در و گهر می‌ریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۱هر کس نه بعشق از سر اخلاص قدم زد
  2. شمارهٔ ۲۱۲مدد ز چشم پر آبم سحاب می‌خواهد
  3. شمارهٔ ۲۱۳سر عشقت بدل خسته نهان خواهم کرد
  4. شمارهٔ ۲۱۴در ملک وجود آنچه که از خاک برآید
  5. شمارهٔ ۲۱۵سهی قد تو به سرو کنار جو ماند
  6. شمارهٔ ۲۱۶چون بدل ناوک آن شوخ پری زاد‌ آمد
  7. شمارهٔ ۲۱۷عاقبت دلا دیدی کار یار و من چون شد
  8. شمارهٔ ۲۱۸ایدل این شوخ پریوش که چنین میگذرد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.