پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

هر که با او آشنا شد خود ز خود بیگانه کرد

یافت هر کس گنج در خود خویشرا ویرانه کرد

جلوهٔ لیلای لیلی کرد مجنون اسیر

خلق پندارند حسن لیلیش دیوانه کرد

نازم آن کامل نظر ساقی که اندر بزم عام

هر کسی رامی به استعداد در پیمانه کرد

دلبر ما در بهای وصل خواهد نیستی

الله الله ما گدایان را نظر شاهانه کرد

ریخت از هر تار مویش صد هزاران دل بخاک

بهر آرایش چو زلف خم بخم را شانه کرد

سالها میخوارگان خوردند و می‌بد برقرار

باده نوشی‌ام د و یکجا تهی خمخانه کرد

گر بقای وصل آنشمع‌ امل خواهی صغیر

بایدت علم فنا تحصیل از پروانه کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹زلف از شانه بروی چو قمر میریزد
  2. شمارهٔ ۲۱۰فلک خم گشت کز خود طرح چوگان تو اندازد
  3. شمارهٔ ۲۱۱هر کس نه بعشق از سر اخلاص قدم زد
  4. شمارهٔ ۲۱۲مدد ز چشم پر آبم سحاب می‌خواهد
  5. شمارهٔ ۲۱۳سر عشقت بدل خسته نهان خواهم کرد
  6. شمارهٔ ۲۱۴در ملک وجود آنچه که از خاک برآید
  7. شمارهٔ ۲۱۵سهی قد تو به سرو کنار جو ماند
  8. شمارهٔ ۲۱۶چون بدل ناوک آن شوخ پری زاد‌ آمد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.