پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۶

چون بت من شانه بر زلف چلیپائی کشد

دل عنانم از مسلمانی بترسائی کشد

بار عشقی را که من در ناتوانی میکشم

کی تواند آسمان با آن توانائی کشد

حاصلش جز لغزش پا نیست اندر راه عشق

آنکه هنگام بلا دست از شکیبائی کشد

عاشقی نازم که بعد از مرک مجنون نام او

تا قیامت بهر لیلی بار رسوائی کشد

خاک بوسد پای یار و خلق عالم خاک را

بندگی کن خواهی ار کارت بمولائی کشد

تا بود جان بر لب جانان هوس دارم بلی

کی مگس پا از در دکان حلوائی کشد

در جهان هر کس ز مینای قناعت مست شد

همتش کی منت از این چرخ مینائی کشد

صحبت تنها ملال آرد صغیرا سعی کن

حالتی جو تا مگر رختت به تنهائی کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۸دل سجده جز بر آن خم ابرو نمیکند
  2. شمارهٔ ۲۰۹زلف از شانه بروی چو قمر میریزد
  3. شمارهٔ ۲۱۰فلک خم گشت کز خود طرح چوگان تو اندازد
  4. شمارهٔ ۲۱۱هر کس نه بعشق از سر اخلاص قدم زد
  5. شمارهٔ ۲۱۲مدد ز چشم پر آبم سحاب می‌خواهد
  6. شمارهٔ ۲۱۳سر عشقت بدل خسته نهان خواهم کرد
  7. شمارهٔ ۲۱۴در ملک وجود آنچه که از خاک برآید
  8. شمارهٔ ۲۱۵سهی قد تو به سرو کنار جو ماند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.