پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

هر آنکو سر بخاک درگه پیر مغان دارد

بیمن اختر فیروزخوش بختی جوان دارد

خلوص‌آور بپیش و جان خلاص از حول محشر کن

که زر تا نیست خالص بیم روز ‌امتحان دارد

گمانم اینکه نفس مطمئنی نیست جز عاشق

که عاشق نی ز دوزخ باک و نی شوق جنان دارد

غلام همت آن عاشقم کز جور جانانه

بجان صد آتش و قفل خموشی بر دهان دارد

سر و سامان ز درویشان مجو دل بر قفس بستن

نه از مرغی است کاندر شاخ طوبی آشیان دارد

جهانرا خواجه خواهد در خط فرمان خویش آرد

تو پنداری ز دیوان قضا خط‌ امان دارد

صغیرا یاد مرگ از دل کند مهر جهان بیرون

بیاد آور بهار عمرت اندر پی خزان دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷هر که با او آشنا شد خود ز خود بیگانه کرد
  2. شمارهٔ ۲۰۸دل سجده جز بر آن خم ابرو نمیکند
  3. شمارهٔ ۲۰۹زلف از شانه بروی چو قمر میریزد
  4. شمارهٔ ۲۱۰فلک خم گشت کز خود طرح چوگان تو اندازد
  5. شمارهٔ ۲۱۱هر کس نه بعشق از سر اخلاص قدم زد
  6. شمارهٔ ۲۱۲مدد ز چشم پر آبم سحاب می‌خواهد
  7. شمارهٔ ۲۱۳سر عشقت بدل خسته نهان خواهم کرد
  8. شمارهٔ ۲۱۴در ملک وجود آنچه که از خاک برآید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.