پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۴

ز جان خویش اگر عاشقان نظر گیرند

گمان مکن نظر از روی یار برگیرند

مرا بکشت غم یار لیک از آن شادم

که کشتگان غمش زندگی ز سر گیرند

مرا ز حالت مجنون خبر دهند دو دوست

روا بود که ز احوال هم خبر گیرند

غلام همت آن رهروان چالاکم

که از دو کون ره عالم دگر گیرند

ز سنگ حادثه بشکسته بال مرغانند

که همچو بیضه فلک را بزیر پر گیرند

غزال طعمهٔ شیر است لیک ز آهوی چشم

بگاه صید یتان ره بشیر نر گیرند

صغیر طول‌ امل کن رها که هشیاران

مراین دو روزهٔ ایام مختصر گیرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۶چون بت من شانه بر زلف چلیپائی کشد
  2. شمارهٔ ۲۰۷هر که با او آشنا شد خود ز خود بیگانه کرد
  3. شمارهٔ ۲۰۸دل سجده جز بر آن خم ابرو نمیکند
  4. شمارهٔ ۲۰۹زلف از شانه بروی چو قمر میریزد
  5. شمارهٔ ۲۱۰فلک خم گشت کز خود طرح چوگان تو اندازد
  6. شمارهٔ ۲۱۱هر کس نه بعشق از سر اخلاص قدم زد
  7. شمارهٔ ۲۱۲مدد ز چشم پر آبم سحاب می‌خواهد
  8. شمارهٔ ۲۱۳سر عشقت بدل خسته نهان خواهم کرد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.