پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳

آینه چون جلوه گاه روی جانان می‌شود

روی جانان ظاهر و آئینه پنهان میشود

نیست شد چون آینه در حسن دلبر لاجرم

هر صفات دلبری از وی نمایان میشود

حسن آن معشوق را آئینه انسانست لیک

از هزاران یکنفر در رتبه انسان میشود

در خرابات آی کز راه کرم پیر مغان

میدهد آبیکه جسم از خوردنش جانمیشود

زاهد ار یکدم شود زان جام هستی سوز مست

بیشک از یکعمر هشیاری پشیمان میشود

ایکه مشکلها بکارت هست پندم گوش کن

مشکل صد ساله در تسلیم آسان میشود

گر دوصد تدبیر در‌ام ری بپیش آری صغیر

آنچه در روز ازل تقدیر شد آن میشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵هر آنکو سر بخاک درگه پیر مغان دارد
  2. شمارهٔ ۲۰۶چون بت من شانه بر زلف چلیپائی کشد
  3. شمارهٔ ۲۰۷هر که با او آشنا شد خود ز خود بیگانه کرد
  4. شمارهٔ ۲۰۸دل سجده جز بر آن خم ابرو نمیکند
  5. شمارهٔ ۲۰۹زلف از شانه بروی چو قمر میریزد
  6. شمارهٔ ۲۱۰فلک خم گشت کز خود طرح چوگان تو اندازد
  7. شمارهٔ ۲۱۱هر کس نه بعشق از سر اخلاص قدم زد
  8. شمارهٔ ۲۱۲مدد ز چشم پر آبم سحاب می‌خواهد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.