پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸

نه تنها خجلت از روی تو ماه آسمان دارد

که پا در گل ز رفتار تو سرو بوستان دارد

برخسار تو هر کس دید آن خال سیه گفتا

که هندو بچه‌ای اندر دل آتش مکان دارد

تو بی من میتوانی زندگانی کرد و من بیتو

نمانم زنده آری زندگانی تن بجان دارد

بیا تا نقد جان و سر بسودای تو در بازم

که کردم تجربت جز عشق هر سودی زیان دارد

بنازم شیوه چشمت که گر خون دل عاشق

بظاهر میخورد با او نظرها در نهان دارد

نه من ترک تو بتوانم نه بیداد تو کم گردد

خدا ای نازنین با من دلت را مهربان دارد

مران از در صغیر خسته را بگذار تا گویند

امیر کشور خوبان سگی بر آستان دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۰هر که را بوئی از آن طرهٔ پرچین‌ آمد
  2. شمارهٔ ۲۰۱شوخی به همه خلخ و فرخار نباشد
  3. شمارهٔ ۲۰۲کس نیست تا نشان بمن از آن دهان دهد
  4. شمارهٔ ۲۰۳آینه چون جلوه گاه روی جانان می‌شود
  5. شمارهٔ ۲۰۴ز جان خویش اگر عاشقان نظر گیرند
  6. شمارهٔ ۲۰۵هر آنکو سر بخاک درگه پیر مغان دارد
  7. شمارهٔ ۲۰۶چون بت من شانه بر زلف چلیپائی کشد
  8. شمارهٔ ۲۰۷هر که با او آشنا شد خود ز خود بیگانه کرد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.