پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

هر که را بوئی از آن طرهٔ پرچین‌ آمد

فارغ از مشک ختا و ختن و چین‌ آمد

آب و رنگ رخ یار است که در باغ عیان

از گل و لاله و از سنبل و نسرین‌ آمد

چکنم گر نشوم کافر عشقش که مرا

غمزه اش راهزن عقل و دل و دین‌ آمد

باز آید دل از آن طرهٔ چون پر غراب

باز اگر صعوهٔی از چنگل شاهین‌ آمد

تلخ باشد بنظر تیشه زدن بر سر لیک

آنچه بر کوهکن‌ آمد همه شیرین‌ آمد

خوش بود حالت آن عاشق دلخسته صغیر

که نگارش بدم مرگ به بالین‌ آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲کس نیست تا نشان بمن از آن دهان دهد
  2. شمارهٔ ۲۰۳آینه چون جلوه گاه روی جانان می‌شود
  3. شمارهٔ ۲۰۴ز جان خویش اگر عاشقان نظر گیرند
  4. شمارهٔ ۲۰۵هر آنکو سر بخاک درگه پیر مغان دارد
  5. شمارهٔ ۲۰۶چون بت من شانه بر زلف چلیپائی کشد
  6. شمارهٔ ۲۰۷هر که با او آشنا شد خود ز خود بیگانه کرد
  7. شمارهٔ ۲۰۸دل سجده جز بر آن خم ابرو نمیکند
  8. شمارهٔ ۲۰۹زلف از شانه بروی چو قمر میریزد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.