پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۷

همره قافلهٔی روبرهی باید کرد

جای در میکده یا خانقهی باید کرد

کس به خود راه به سر منزل جانان نبرد

جان من پیروی خضر رهی باید کرد

به تزلزل نتوان عمر گرامی گذراند

دل خود ساکن آرامگهی باید کرد

غافل ای غافله سالار ز وامانده مباش

در پی غافله گه گه نگهی باید کرد

شکر آسودگی خاطر و سرشاری حال

پرسشی گاه ز حال تبهی باید کرد

صرف مالی که بجا نیست چراغیست بروز

روشن این شمع بشام سیهی باید کرد

خویش را مرده مپندار و پی سامان کوش

سر بتن داری و فکر کلهی باید کرد

نروند از در حق شاه و گدابی مقصود

رو بدرگاه چنین پادشهی باید کرد

حد ما نیست چو ترک گنه البته صغیر

طلب عفو پس از هر گنهی باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۹مردم چشم تو نازیم که در پرده درند
  2. شمارهٔ ۲۰۰هر که را بوئی از آن طرهٔ پرچین‌ آمد
  3. شمارهٔ ۲۰۱شوخی به همه خلخ و فرخار نباشد
  4. شمارهٔ ۲۰۲کس نیست تا نشان بمن از آن دهان دهد
  5. شمارهٔ ۲۰۳آینه چون جلوه گاه روی جانان می‌شود
  6. شمارهٔ ۲۰۴ز جان خویش اگر عاشقان نظر گیرند
  7. شمارهٔ ۲۰۵هر آنکو سر بخاک درگه پیر مغان دارد
  8. شمارهٔ ۲۰۶چون بت من شانه بر زلف چلیپائی کشد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.