پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

با ما مگو که دیر کجا و حرم کجاست

ما آب و گل پرست نییم آن صنم کجاست

هان بس مکن بطوف حرم ز آب و گل برآی

رو ز اهل دل بپرس که صاحب حرم کجاست

زنگ حدوث ز آینهٔ دل کنی چو پاک

یابی که جلوه گاه جمال قدم کجاست

دایم دمد به صور سرافیل عشق دم

خوابند عالمی همه بیدار دم کجاست

گردند تا که ثابت و سیار بنده اش

در کوی عشق یک دل ثابت قدم کجاست

تا بیش و کم شوند غلام طبیعتش

وارستهٔی ز کشمکش بیش و کم کجاست

حرفی شنیدم از دهن یار و یافتم

خود مصدر حدیث وجود و عدم کجاست

دانی دهان شیشه چه گوید بگوش جام

گوید سراغ گیر زمستان که جم کجاست

هر جا روم غمم بدل افزون شود صغیر

آنجا که دل رها شود از قید غم کجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵آنکه بهر جا عیان طلعت نیکوی اوست
  2. شمارهٔ ۱۴۶جستم سراغ دل ز صبا زان خبر نداشت
  3. شمارهٔ ۱۴۷تنها ستمت بهر من ای ماه جبین است
  4. شمارهٔ ۱۴۸دل ز راه دیده از نور جمالش روشن است
  5. شمارهٔ ۱۴۹آنکس آگه ز پریشانی احوال من است
  6. شمارهٔ ۱۵۰نی همین از خود براه یار میباید گذشت
  7. شمارهٔ ۱۵۱من و خاک سر آنکوی که دلدار آنجاست
  8. شمارهٔ ۱۵۲خرم کسی که کام ز بخت جوان گرفت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.