پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

نی همین از خود براه یار میباید گذشت

کز دو عالم در رهش یکبار میباید گذشت

گر حقیقت عاشقی بر هر دو عالم پای زن

یار اگر میجویی از اغیار میباید گذشت

سبحه و زنار باشد هر دو سد راه عشق

لاجرم از سبحه و زنار میباید گذشت

عشق را راهیست ناهموار و این باشد عجب

کز سر از این راه ناهموار میباید گذشت

گر نهی پا در طریق عاشقی زاهد بدان

اولین گام از سر و دستار میباید گذشت

خاک شد بس استخوان ها زیر دیوار هوس

با شتاب از پای این دیوار میباید گذشت

اندک و بسیار اینعالم همه رنج است و غم

اندک اندک زاندک و بسیار میباید گذشت

چیست دانی توشهٔ عقبی صغیرا از صراط

با ولای حیدر کرار می‌باید گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲خرم کسی که کام ز بخت جوان گرفت
  2. شمارهٔ ۱۵۳من آنچه هست بعشق تو داده‌ام از دست
  3. شمارهٔ ۱۵۴کارت ای یار بمن غیر ستمکاری نیست
  4. شمارهٔ ۱۵۵بطرف باغ هر آن سرو کز زمین برخاست
  5. شمارهٔ ۱۵۶دلم ز دست تو خون گشت و حجت هم این است
  6. شمارهٔ ۱۵۷تا نگوئی بجهان دوست مرا بسیار است
  7. شمارهٔ ۱۵۸ایهاالناس این جهان را نیم جو مقدار نیست
  8. شمارهٔ ۱۵۹اگر که خانهٔ خمار دایمم وطن است
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.