پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

خرم کسی که کام ز بخت جوان گرفت

یعنی به صدق دامن پیر مغان گرفت

بردم چو نام عشق سرا پا بسوختم

چون شمع کاتشش به وجود از زبان گرفت

خوبان دهند بوسه و گیرند جان بها

نازم بدان حریف که این داد و آن گرفت

کارم فتاد تا چو کمر با میان یار

از هر کنار غصه مرا در میان گرفت

زلفش گرفت جا به رخ و من به حیرتم

کاین کافر از برای چه جا در جنان گرفت

تا بعد از این چه آیدم ای دوستان به پیش

حالی که عشق از کف عقلم عنان گرفت

هرکس که چون صغیر به حیدر پناه برد

از هر بلا و حادثه خط‌ امان گرفت

آنکو سپرد خط غلامی به مرتضی

سر خط رستگاری کون و مکان گرفت

شاه نجف که بنده‌ای از بندگان او

باج شرف ز تاجوران جهان گرفت

رفعت از آستانهٔ آن شه طلب که عرش

این رفعتی که دارد از آن آستان گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴کارت ای یار بمن غیر ستمکاری نیست
  2. شمارهٔ ۱۵۵بطرف باغ هر آن سرو کز زمین برخاست
  3. شمارهٔ ۱۵۶دلم ز دست تو خون گشت و حجت هم این است
  4. شمارهٔ ۱۵۷تا نگوئی بجهان دوست مرا بسیار است
  5. شمارهٔ ۱۵۸ایهاالناس این جهان را نیم جو مقدار نیست
  6. شمارهٔ ۱۵۹اگر که خانهٔ خمار دایمم وطن است
  7. شمارهٔ ۱۶۰تشبیه جمال تو به خورشید روا نیست
  8. شمارهٔ ۱۶۱دل مسوزان که ز هر دل به خدا راهی هست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.