پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

تشبیه جمال تو به خورشید روا نیست

این رتبه بلی در خور هر بی سر و پا نیست

گو تا نزند دم دگر از عشق و ارادت

آن را که بپایت سر تسلیم و رضا نیست

از دوست اگر نوش ببینند و اگر نیش

رندان جهان را بزبان چون و چرا نیست

از جور تو میسوزم و می‌سازم و شادم

چون جور و جفای تو بجز مهر و وفا نیست

با باد صبا چون بتو پیغام فرستم

آنجا که توئی رهگذر باد صبا نیست

هر طایفه را روی نیاز است به سوئی

ما را بجز ابروی تو محراب دعا نیست

غیر از تو مرا نیست بخاطر ولی افسوس

یادی نکنی از من و این از تو روا نیست

پیوسته صغیر است بدرگاه تو نالان

جز این بدر شاه بلی رسم گدا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲بگو به آنکه موفق بحسن تدبیر است
  2. شمارهٔ ۱۶۳ای آنکه با وجود تو دیگر وجود نیست
  3. شمارهٔ ۱۶۴زمین گوئی به پیش پای عشق است
  4. شمارهٔ ۱۶۵شاداب باغ دهر به آب محبت است
  5. شمارهٔ ۱۶۶علی است بهر بجا بودن جهان باعث
  6. شمارهٔ ۱۶۷ای حسن تو بگرفته ز خوبان جهان باج
  7. شمارهٔ ۱۶۸ببزم دل چو برافروختم ز عشق سراج
  8. شمارهٔ ۱۶۹با بت ساده نشستن که ثواتبست و مباح
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.