پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

شاداب باغ دهر به آب محبت است

سبز این چمن ز فیض سحاب محبت است

دریا ز لطف موج لب خشگ تر کند

دریاست لیک تشنه آب محبت است

کنز خفی شده است ز احببت جلوه گر

روی خدا نهان به نقاب محبت است

حیرت ز بیقراری گردون چه میبری

آنهم به پیچ و تاب ز تاب محبت است

درس و کتاب آخر ارباب معرفت

درس مودت است و کتاب محبت است

زین باده مست بین همه ذرات را بلی

خورشید ساغری ز شراب محبت است

خواندیم از کتاب طبیعت هزار باب

دیدیم بهتر از همه باب محبت است

آبادتر ز کعبه گل بشمرد صغیر

ویرانه دلی که خراب محبت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷ای حسن تو بگرفته ز خوبان جهان باج
  2. شمارهٔ ۱۶۸ببزم دل چو برافروختم ز عشق سراج
  3. شمارهٔ ۱۶۹با بت ساده نشستن که ثواتبست و مباح
  4. شمارهٔ ۱۷۰تعالی الله از این بالا وزین رخ
  5. شمارهٔ ۱۷۱منت دلم ز حلقهٔ موی تو میکشد
  6. شمارهٔ ۱۷۲صبحدم باد صبا مشک فشان می‌آید
  7. شمارهٔ ۱۷۳گر از دل نیمه شب آهی برآید
  8. شمارهٔ ۱۷۴در دور ما چه جور بشر با بشر نکرد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.