پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

تعالی الله از این بالا وزین رخ

ندیده کس چنین قامت چنین رخ

کنی روز مرا شب چون نمائی

نهان در زیر زلف عنبرین رخ

ز حیرت نقش بر دیوار گردند

نمائی گر به نقاشان چین رخ

بگیرم زندگی از سر تو بر من

نمائی گر به روز واپسین رخ

کسی کو دیده دارد کی تواند

که یکدم دیده بردارد از این رخ

رخی داری که خورشید ار ببیند

به پیش آن بساید بر زمین رخ

فکند اندر جهانی شور و غوغا

تو را تا با ملاحت شد قرین رخ

ندارد طاقت هجران خدا را

مپوشان از صغیر دلغمین رخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲صبحدم باد صبا مشک فشان می‌آید
  2. شمارهٔ ۱۷۳گر از دل نیمه شب آهی برآید
  3. شمارهٔ ۱۷۴در دور ما چه جور بشر با بشر نکرد
  4. شمارهٔ ۱۷۵جدا از طره اش حال دلم دانی چسان باشد
  5. شمارهٔ ۱۷۶مگذار اینکه راز دلت بر زبان رسد
  6. شمارهٔ ۱۷۷رندان عمل برای رضای خدا کنند
  7. شمارهٔ ۱۷۸قلم شرافت اگر دارد از رقم دارد
  8. شمارهٔ ۱۷۹قربان آن زمان که زمان و مکان نبود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.