پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

قلم شرافت اگر دارد از رقم دارد

که دست هر حیوان بنگری قلم دارد

گر آدمی نه به معنی بود شرافتمند

بگو که صورت دیوار از آن چه کم دارد

درم نکوست ولی بهر صاحبان کرم

وگرنه ماهی سرگشته هم درم دارد

زمانه ریخت از آن خاک بر سر قارون

که دید طبع بخیلش رم از کرم دارد

عجب که واعظ ما خلق را بسوی صمد

کند دلالت و خود رو سوی صنم دارد

کسیکه خون خلایق خورد رود بحجاز

که تا زطوف حرم خویش محترم دارد

رود به مکه بسی حاجی خدا نشناس

که نه به دیر توجه نه بر حرم دارد

طواف کعبه پذیرند از آنکه سعی و عمل

به جمله سنن سید‌ امم دارد

هر آنچه گفته و گوید صغیر بی غرض است

اگر برنجد از او ابلهی چه غم دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰نالهٔ من نی عجب گر جا به دل‌ها می‌کند
  2. شمارهٔ ۱۸۱غیر آن سر که سری با کف پایی دارد
  3. شمارهٔ ۱۸۲زان پیشتر که خاک وجودت سبو کنند
  4. شمارهٔ ۱۸۳جهانیان دگر از جنک احتراز کنید
  5. شمارهٔ ۱۸۴نالیدن مهجوران سوز دگری دارد
  6. شمارهٔ ۱۸۵به تغافل همه روزان و شبان می‌گذرد
  7. شمارهٔ ۱۸۶دلدار ما به درد دل ما نمی رسد
  8. شمارهٔ ۱۸۷آن که از دوست بجز دوست تقاضا دارد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.