پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

رندان عمل برای رضای خدا کنند

یعنی ز خویش خلق خدا را رضا کنند

در هر صباح پاکدلان مسیح دم

انفاس خویش همره باد صبا کنند

چون غنچه کز نسیم سحرگاه بشکفد

از کار بستهٔ دگران عقده وا کنند

تا هست کیمیای محبت به حیرتم

خلق جهان چرا طلب کیمیا کنند

گیتی بهشت نقد فقیر و غنی شود

گر اغنیا حقوق فقیران ادا کنند

دیوار محکمی نتوان یافت در جهان

شاد آن کسان که تکیه بلطف خدا کنند

ای کاش بودشان سفری در دل آنگروه

کز فکر خود سفر به بروج سما کنند

هرگز نگشته جمع خودی با خدا صغیر

مردان خدا گرفته خودی را رها کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹قربان آن زمان که زمان و مکان نبود
  2. شمارهٔ ۱۸۰نالهٔ من نی عجب گر جا به دل‌ها می‌کند
  3. شمارهٔ ۱۸۱غیر آن سر که سری با کف پایی دارد
  4. شمارهٔ ۱۸۲زان پیشتر که خاک وجودت سبو کنند
  5. شمارهٔ ۱۸۳جهانیان دگر از جنک احتراز کنید
  6. شمارهٔ ۱۸۴نالیدن مهجوران سوز دگری دارد
  7. شمارهٔ ۱۸۵به تغافل همه روزان و شبان می‌گذرد
  8. شمارهٔ ۱۸۶دلدار ما به درد دل ما نمی رسد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.