پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

به تغافل همه روزان و شبان می‌گذرد

حیف از این عمر که در خواب گران می‌گذرد

از بد و نیک جهان قصه مخوان باده بخور

شادی این که بد و نیک جهان می‌گذرد

راستی قابل این نیست جهان گذران

که بگوییم چنین است و چنان می‌گذرد

تا بگیری کُلَه از سر رَوَد ایّامِ بهار

تا نهی باز به سر فصل خزان می‌گذرد

گذراند ز کمان فلکت شستِ قضا

همچو تیری که به ناگه ز کمان می‌گذرد

وضع گیتی طلب از مهتر سیاحان مهر

که بر او سیر کران تا به کران می‌گذرد

هر نفس عمر تو بی‌سود کسان است صغیر

گر به تحقیق ببینی به زیان می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷آن که از دوست بجز دوست تقاضا دارد
  2. شمارهٔ ۱۸۸هزار بار به خون جگر طهارت کرد
  3. شمارهٔ ۱۸۹هر چند دانمت مهر ای نازنین نباشد
  4. شمارهٔ ۱۹۰بر دل چو یاد لعل لب یار بگذرد
  5. شمارهٔ ۱۹۱خواجه را گوی که از زیر زمین یاد کند
  6. شمارهٔ ۱۹۲راستی مردم از آندم که بصلب پدرند
  7. شمارهٔ ۱۹۳کسیکه بهر خدا ترک خودستائی کرد
  8. شمارهٔ ۱۹۴یاد دو طره ات بدلم چون درون شود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.