پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

راستی مردم از آندم که بصلب پدرند

چون ببینی به ره مرگ و فنا ره سپرند

عجب اینست که این قافله روزان و شبان

بعیان در حضرند و به نهان در سفرند

این جهان رهگذر و مردم غافل ز خدای

پی آزار هم اماده در این رهگذرند

خبر از جمعیت مشرق و مغرب دارند

وز پریشانی همسایهٔ خود بی خبرند

عمر خود جمله به اندوختن مال جهان

بگذرانند و گذارند و از آن درگذرند

شبشان روز درخشنده کسانی که ز مهر

روز و شب در پی آسایش نوع بشرند

وز ره سعی و عمل آنچه که آرند به دست

با محبت بخورانند و به عزت بخورند

هیچ دانی که بود زندهٔ جاوید صغیر

خیرخواهان که در این مرحله صاحب اثرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴یاد دو طره ات بدلم چون درون شود
  2. شمارهٔ ۱۹۵مست ساقی ز سر آب عنب می‌گذرد
  3. شمارهٔ ۱۹۶شده گم دلم که از هجر چو لاله داغ دارد
  4. شمارهٔ ۱۹۷همره قافلهٔی روبرهی باید کرد
  5. شمارهٔ ۱۹۸نه تنها خجلت از روی تو ماه آسمان دارد
  6. شمارهٔ ۱۹۹مردم چشم تو نازیم که در پرده درند
  7. شمارهٔ ۲۰۰هر که را بوئی از آن طرهٔ پرچین‌ آمد
  8. شمارهٔ ۲۰۱شوخی به همه خلخ و فرخار نباشد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.