پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵

مست ساقی ز سر آب عنب می‌گذرد

هر که شد محو مسبب ز سبب می‌گذرد

بر در پیر مغان چون گذری حرمت نه

چون که جبریل در اینجا به ادب می‌گذرد

چون کند جلوه حقیقت نبود جای مجاز

صبح روشن چو دمد ظلمت شب می‌گذرد

قفل گنجینه اسرار بود لب آری

سر شود فاش زمانی که ز لب می‌گذرد

ای که اندر در تعبی بار دل خویش مکن

رشک آن کس که جهانش به طرب می‌گذرد

چه تفاوت به میان غم و شادی جهان

کاین دو روزت به طرب یا به تعب می‌گذرد

در طلب کوش صغیرا که نگردد ضایع

هر چه از عمر تو در راه طلب می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷همره قافلهٔی روبرهی باید کرد
  2. شمارهٔ ۱۹۸نه تنها خجلت از روی تو ماه آسمان دارد
  3. شمارهٔ ۱۹۹مردم چشم تو نازیم که در پرده درند
  4. شمارهٔ ۲۰۰هر که را بوئی از آن طرهٔ پرچین‌ آمد
  5. شمارهٔ ۲۰۱شوخی به همه خلخ و فرخار نباشد
  6. شمارهٔ ۲۰۲کس نیست تا نشان بمن از آن دهان دهد
  7. شمارهٔ ۲۰۳آینه چون جلوه گاه روی جانان می‌شود
  8. شمارهٔ ۲۰۴ز جان خویش اگر عاشقان نظر گیرند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.