پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

خواجه را گوی که از زیر زمین یاد کند

اینهمه روی زمین بهر که آباد کند

دل ویران شدهٔی را کند ار کس تعمیر

هست بهتر ز دو صد خانه که بنیاد کند

هر که خواهد دلش از قید غم آزاد شود

بایدش تا دلی از قید غم آزاد کند

هیچ دانی چمن از چیست چنین خرم و شاد

بهر آنست که دلهای حزین شاد کند

ایکه تلخی کسانخواهی و شیرینی خویش

باخبر شو که فلک با تو چو فرهاد کند

خم نگردد قدش از بار ملامت چون تاک

راستی پیشهٔ خود هر که چو شمشاد کند

آنکه از مال کسان خانه بیاراست صغیر

چون چراغیست که روشن بره باد کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳کسیکه بهر خدا ترک خودستائی کرد
  2. شمارهٔ ۱۹۴یاد دو طره ات بدلم چون درون شود
  3. شمارهٔ ۱۹۵مست ساقی ز سر آب عنب می‌گذرد
  4. شمارهٔ ۱۹۶شده گم دلم که از هجر چو لاله داغ دارد
  5. شمارهٔ ۱۹۷همره قافلهٔی روبرهی باید کرد
  6. شمارهٔ ۱۹۸نه تنها خجلت از روی تو ماه آسمان دارد
  7. شمارهٔ ۱۹۹مردم چشم تو نازیم که در پرده درند
  8. شمارهٔ ۲۰۰هر که را بوئی از آن طرهٔ پرچین‌ آمد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.