پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

بر دل چو یاد لعل لب یار بگذرد

گویی مسیح بر سر بیمار بگذرد

صد داغ لاله را بنهد روی داغ اگر

روزی بباغ آن گل بی خار بگذرد

یکبار هر که بنگرد آن روی دلربا

از جان و دین و دل همه یکبار بگذرد

چشم یقین گشا و رخش بی گمان ببین

حیفست عمر جمله به پندار بگذرد

هوشیار دیده ایم بسی مست می‌رود

مرد آن که مست باشد و هشیار بگذرد

بر بازوی کمان کشت ای مدعی مناز

تیر دعا ز گنبد دوار بگذرد

رشگ آیدم ببخت بلند صبا که آن

هر نیم شب بگیسوی دلدار بگذرد

عاشق ز جان خویش تواند گذشت لیک

هرگز گمان مدار که از یار بگذرد

در خانهٔی که پرده گشاید ز چهره یار

تا عرش نور از سر دیوار بگذرد

بگذشت بر صغیر و نشاند آتش غمش

آنسان که عفو حق بگنهکار بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲راستی مردم از آندم که بصلب پدرند
  2. شمارهٔ ۱۹۳کسیکه بهر خدا ترک خودستائی کرد
  3. شمارهٔ ۱۹۴یاد دو طره ات بدلم چون درون شود
  4. شمارهٔ ۱۹۵مست ساقی ز سر آب عنب می‌گذرد
  5. شمارهٔ ۱۹۶شده گم دلم که از هجر چو لاله داغ دارد
  6. شمارهٔ ۱۹۷همره قافلهٔی روبرهی باید کرد
  7. شمارهٔ ۱۹۸نه تنها خجلت از روی تو ماه آسمان دارد
  8. شمارهٔ ۱۹۹مردم چشم تو نازیم که در پرده درند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.