پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

هر چند دانمت مهر ای نازنین نباشد

اما روا به عاشق پیوسته کین نباشد

هر کس نکرد قبله محراب ابرویت را

شک نیست اینچنین کس اهل یقین نباشد

چشمت که خواند آهو آهو نه شیر گیرد

زلفت که گفت نافه در نافه چین نباشد

ریزد همی کلامت شهدی به کام جان ها

حقا که این حلاوت در انگبین نباشد

با لعل روح بخشت کوثر طمع ندارم

با عارض تو کارم با حور و عین نباشد

بادا حرام بر من دیدار روی خوبان

از حسن اگر مرادم حسن آفرین نباشد

با ما مشو مصاحب گر اهل عقل و دینی

در کوی عشق صحبت از عقل و دین نباشد

گر جای باده ساقی ریزد بساغرم خون

نوشم بجان که دانم قسمت جز این نباشد

از چیست می‌کند جای اندر خزینهٔ دل

گر گفته ات صغیرا در ثمین نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱خواجه را گوی که از زیر زمین یاد کند
  2. شمارهٔ ۱۹۲راستی مردم از آندم که بصلب پدرند
  3. شمارهٔ ۱۹۳کسیکه بهر خدا ترک خودستائی کرد
  4. شمارهٔ ۱۹۴یاد دو طره ات بدلم چون درون شود
  5. شمارهٔ ۱۹۵مست ساقی ز سر آب عنب می‌گذرد
  6. شمارهٔ ۱۹۶شده گم دلم که از هجر چو لاله داغ دارد
  7. شمارهٔ ۱۹۷همره قافلهٔی روبرهی باید کرد
  8. شمارهٔ ۱۹۸نه تنها خجلت از روی تو ماه آسمان دارد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.