پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳

کسیکه بهر خدا ترک خودستائی کرد

تواند آنکه بملک خدا خدائی کرد

غلام صافی آئینه‌ام که رد ننمود

بهر لباس برش هر که خودنمائی کرد

میان خلق جهان همچو شانه باید بود

که خویش را همه وقف گره گشائی کرد

اگر نشان طلبی دوستان مخلص را

ببین که یاد تو در روز بی نوائی کرد

موافق اند بهم نوع خویش حیوانات

ندانم از چه بشر از بشر جدائی کرد

بس است آنهمه بیگانگی دو روزی هم

برای تجربه می‌باید آشنائی کرد

چو شعر را به شعیری نمی خرند صغیر

عجب که باز توانی سخن سرائی کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵مست ساقی ز سر آب عنب می‌گذرد
  2. شمارهٔ ۱۹۶شده گم دلم که از هجر چو لاله داغ دارد
  3. شمارهٔ ۱۹۷همره قافلهٔی روبرهی باید کرد
  4. شمارهٔ ۱۹۸نه تنها خجلت از روی تو ماه آسمان دارد
  5. شمارهٔ ۱۹۹مردم چشم تو نازیم که در پرده درند
  6. شمارهٔ ۲۰۰هر که را بوئی از آن طرهٔ پرچین‌ آمد
  7. شمارهٔ ۲۰۱شوخی به همه خلخ و فرخار نباشد
  8. شمارهٔ ۲۰۲کس نیست تا نشان بمن از آن دهان دهد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.