پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

با بت ساده نشستن که ثواتبست و مباح

خوش بود خاصه که گیری ز کفش ساغر راح

در ره عشق بتان کوش که صاحبنظران

جز در این راه ندیدند و نجستند فلاح

نه عجب گر در رحمت شده بر ما مفتوح

تا که از عشق بدست‌ام ده ما را مفتاح

کرد در دیر مغان منزل و بگرفت قرار

بعد عمری که دلم بود به عالم سیاح

همه را گر سر جنگ است بما با همه کس

ما بصلحیم و نکوشیم مگر در اصلاح

بیوفائی جهان بین که بشب شاهد تست

در کنار دگری خفته چو بینی بصباح

از جهان بکذر اگر مرد رهی کز مردان

درنیاورده کس این زال دنی را بنکاح

در جهان هیچ نیندوخت بجز مهر علی

چون صغیر آنکه درآمد به ره خیر و صلاح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱منت دلم ز حلقهٔ موی تو میکشد
  2. شمارهٔ ۱۷۲صبحدم باد صبا مشک فشان می‌آید
  3. شمارهٔ ۱۷۳گر از دل نیمه شب آهی برآید
  4. شمارهٔ ۱۷۴در دور ما چه جور بشر با بشر نکرد
  5. شمارهٔ ۱۷۵جدا از طره اش حال دلم دانی چسان باشد
  6. شمارهٔ ۱۷۶مگذار اینکه راز دلت بر زبان رسد
  7. شمارهٔ ۱۷۷رندان عمل برای رضای خدا کنند
  8. شمارهٔ ۱۷۸قلم شرافت اگر دارد از رقم دارد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.