پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

جدا از طره اش حال دلم دانی چسان باشد

همان حال دل مرغی که دور از آشیان باشد

درون دل از آن رخسار روشن گشت این معنی

که در هر ذرهٔی خورشید تابانی نهان باشد

کشید از مسجدم بیرون صنم نام صمدرویی

که طاق ابروی او قبلهٔ کروبیان باشد

به رنگ زرد من چون غنچهٔ گل خندد و گوید

مرنج از من که این خاصیت از آن زعفران باشد

شنیدی مرد در زیر زبان خود بود پنهان

کمال مرد را یعنی کلامش ترجمان باشد

جهان با خویش هم در صورت و معنی دو رنگ‌ آمد

گلش خار و سرورش غصه و سودش زیان باشد

تو پنداری بکام هیچکس گردون نمیگردد

که من یک تن ندیدم ز اختر خود کامران باشد

صغیر اندر میان خلق عالم هرچه میگردم

نمی بینم دلی کز بحر اندوه بر کران باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷رندان عمل برای رضای خدا کنند
  2. شمارهٔ ۱۷۸قلم شرافت اگر دارد از رقم دارد
  3. شمارهٔ ۱۷۹قربان آن زمان که زمان و مکان نبود
  4. شمارهٔ ۱۸۰نالهٔ من نی عجب گر جا به دل‌ها می‌کند
  5. شمارهٔ ۱۸۱غیر آن سر که سری با کف پایی دارد
  6. شمارهٔ ۱۸۲زان پیشتر که خاک وجودت سبو کنند
  7. شمارهٔ ۱۸۳جهانیان دگر از جنک احتراز کنید
  8. شمارهٔ ۱۸۴نالیدن مهجوران سوز دگری دارد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.