پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۱

دل مسوزان که ز هر دل به خدا راهی هست

هر که را هیچ به کف نیست به دل آهی هست

منع مجنون نتوان کرد ز بی‌سامانی

کش بصحرای جنون خیمه و خرگاهی هست

حذر از دشمنی نفس نه بدخواهی غیر

بتر از نفس کجا دشمن و بدخواهی هست؟

مرغ دل چون به سلامت رود از وادی عشق؟

که به هر گوشه کماندار و کمینگاهی هست

ای که ره میزندت جلوهٔ یوسف ذقنان

دیده بگشای که در هر قدمت چاهی هست

باید از خاک رهش دیدهٔ جان روشن کرد

هر که را دیدهٔ روشن دلِ آگاهی هست

از دل خویش بجو حال دل دوست صغیر

کز دل دوست نهانی به دلت راهی هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳ای آنکه با وجود تو دیگر وجود نیست
  2. شمارهٔ ۱۶۴زمین گوئی به پیش پای عشق است
  3. شمارهٔ ۱۶۵شاداب باغ دهر به آب محبت است
  4. شمارهٔ ۱۶۶علی است بهر بجا بودن جهان باعث
  5. شمارهٔ ۱۶۷ای حسن تو بگرفته ز خوبان جهان باج
  6. شمارهٔ ۱۶۸ببزم دل چو برافروختم ز عشق سراج
  7. شمارهٔ ۱۶۹با بت ساده نشستن که ثواتبست و مباح
  8. شمارهٔ ۱۷۰تعالی الله از این بالا وزین رخ
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.