پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲

بگو به آنکه موفق بحسن تدبیر است

بخود مناز که این هم بحکم تقدیر است

بلی اگر نه به تقدیر بسته سیر‌ام ور

بگو که چیست ز تدبیرها عنان گیر است

بس اتفاق فتد اینکه با تمام قوا

فلان‌ امیر جهان را به فکر تسخیر است

هنوز تیر مرادش نرفته سوی هدف

که از کمان فلک خود نشانهٔ تیر است

بسا شده است که شه خفته شب بروی سریر

علی الصباح بزندان و زیر زنجیر است

به پیل پشه و بر شیر مور چیره شود

در این بیان سخن افزون ز حد تقدیر است

اگر ارادهٔ خالق نباشد اندر کار

بگو اراده مخلوق را چه تأثیر است

به غیر بندگی حق که نیمه مختاریست

بدست بنده کدام اختیار و تدبیر است

خدا مصور و مخلوق عالمی تصویر

صغیر مات مصور ز حسن تصویر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۴زمین گوئی به پیش پای عشق است
  2. شمارهٔ ۱۶۵شاداب باغ دهر به آب محبت است
  3. شمارهٔ ۱۶۶علی است بهر بجا بودن جهان باعث
  4. شمارهٔ ۱۶۷ای حسن تو بگرفته ز خوبان جهان باج
  5. شمارهٔ ۱۶۸ببزم دل چو برافروختم ز عشق سراج
  6. شمارهٔ ۱۶۹با بت ساده نشستن که ثواتبست و مباح
  7. شمارهٔ ۱۷۰تعالی الله از این بالا وزین رخ
  8. شمارهٔ ۱۷۱منت دلم ز حلقهٔ موی تو میکشد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.