پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

دانم که ره کعبه و بتخانه کدامست

زین هر دو رَه، آن راه جداگانه کدامست

بنهاده بکف جان خود اهل حرم و دیر

پرسند ز هم منزل جانانه کدامست

آن خانه کز آن یافت توان خانه خدا را

گر دیر و حرم نیست پس آن خانه کدامست

بس عاقل دیوانه و دیوانه عاقل

بشناس که عاقل که و دیوانه کدامست

بس خویش که بیگانه و بیگانه که خویش است

هشدار که تا خویش که بیگانه کدامست

گویند بود گنج به ویرانه خدا را

ای اهل دل آن گنج چه ویرانه کدامست

تا طره و خالیت ز کف دل نرباید

آگه نشوی دام چه و دانه کدامست

تا شمع وشی پاک نسوزد چو صغیرت

واقف نشوی شمع چه پروانه کدامست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳با ما مگو که دیر کجا و حرم کجاست
  2. شمارهٔ ۱۴۴از حرم بگذر که اینجا خرگه آن شاه نیست
  3. شمارهٔ ۱۴۵آنکه بهر جا عیان طلعت نیکوی اوست
  4. شمارهٔ ۱۴۶جستم سراغ دل ز صبا زان خبر نداشت
  5. شمارهٔ ۱۴۷تنها ستمت بهر من ای ماه جبین است
  6. شمارهٔ ۱۴۸دل ز راه دیده از نور جمالش روشن است
  7. شمارهٔ ۱۴۹آنکس آگه ز پریشانی احوال من است
  8. شمارهٔ ۱۵۰نی همین از خود براه یار میباید گذشت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.