پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

حجه قائم که جبریل‌امین دربان اوست

او به فرمان خدا و چرخ در فرمان است

مطلع فجری که بادش هر دم از ما صد سلام

حجه عصری که هم والعصر اندرشان اوست

آسمانش خوان جود و خاص و عامش ریزه خوار

مهر و مه را خواهی ار دانی دو قرص از خوان اوست

چارام و هفت اب را شیخ تزویج و طلاق

سه ولدرا پرورش در دامن احسان اوست

ای خوشا دوران او هرچند دور روزگار

ز ابتدا تا انتها چون بنگری دوران اوست

یکه تا ز عرصهٔ ایجاد کاین گوی فلک

تا ابد در گردش از یک لطمه چوگان اوست

شاه ایوان علووشان که خود عرش علا

با علو قدر ادنی پایه ایوان اوست

تا نیاید کی رود ظلم از جهان ای عدل خواه

عدل از دیوان چه خواهی عدل در دیوان اوست

فیض بی پایان مبدء میرسد مطلق بوی

وانچه بر هر کس رسد از لطف بی پایان اوست

خوش بفردای جزا از لغزش پا ایمنست

هر که را دست ولا‌ام روز بر دامان اوست

خوش ترا کلب در خود خواند از شفقت صغیر

حجته قائم که جبریل‌ام ین دربان اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲ای جسم تو بگرفته ز جان باج لطافت
  2. شمارهٔ ۱۴۳با ما مگو که دیر کجا و حرم کجاست
  3. شمارهٔ ۱۴۴از حرم بگذر که اینجا خرگه آن شاه نیست
  4. شمارهٔ ۱۴۵آنکه بهر جا عیان طلعت نیکوی اوست
  5. شمارهٔ ۱۴۶جستم سراغ دل ز صبا زان خبر نداشت
  6. شمارهٔ ۱۴۷تنها ستمت بهر من ای ماه جبین است
  7. شمارهٔ ۱۴۸دل ز راه دیده از نور جمالش روشن است
  8. شمارهٔ ۱۴۹آنکس آگه ز پریشانی احوال من است
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.