پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

مدام غیر غمم کس انیس و همدم نیست

بروزگار کسی باوفاتر از غم نیست

چگونه جام نگیرم که غیر صحبت جام

هر آنچه می‌نگرم یادگاری از جم نیست

ببین به حرمت عاشق که میشود محرم

بدان حرم که در آن جبرئیل محرم نیست

فریب دانهٔ خال تو خوردم و شادم

چرا که هر که نخورد اینفریب آدم نیست

در اینجهان مطلب راحت و گشاده دلی

که غیر رنج در این تنگنای عالم نیست

بجان دوست که درویش راست وقت خوشی

که بهر پادشه اسباب آن فراهم نیست

نمی کند ز صغیر این سخن قبول مگر

کسیکه بی خبر از حال پور ادهم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰حجه قائم که جبریل‌امین دربان اوست
  2. شمارهٔ ۱۴۱دانم که ره کعبه و بتخانه کدامست
  3. شمارهٔ ۱۴۲ای جسم تو بگرفته ز جان باج لطافت
  4. شمارهٔ ۱۴۳با ما مگو که دیر کجا و حرم کجاست
  5. شمارهٔ ۱۴۴از حرم بگذر که اینجا خرگه آن شاه نیست
  6. شمارهٔ ۱۴۵آنکه بهر جا عیان طلعت نیکوی اوست
  7. شمارهٔ ۱۴۶جستم سراغ دل ز صبا زان خبر نداشت
  8. شمارهٔ ۱۴۷تنها ستمت بهر من ای ماه جبین است
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.