پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۹۴ - باب الدال الدبور

بود آن صولت نفس عقورت

باستیلا چون باد دبورت

ز غرب طبع جسمانی بمشهور

و زد کش خواند عارف مغرب نور

دگر باد صبا کز مشرق آید

باستیلا چو روح مشفق آید

از آنرو گفت پیغمبر که نصرت

مرا بود از صبا در صبح رحمت

همان باد دبور آمد هلاکت

گروه عاد را با صد فلاکت

مرا یعنی از آنمشرق فتوح است

کز و اندر تموج باد روح است

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۹۶ - باب‌الذال الذخایرهر آن کز غیب بازستش مشاعر
  2. بخش ۹۷ - الذوقشنو از ذوق کان اصل شهود است
  3. بخش ۹۸ - ذوالعقلبظاهر خلق و باطن هر که حق دید
  4. بخش ۹۹ - ذوالعینذوی‌العین آنکه حق بیند بظاهر
  5. بخش ۱۰۰ - ذوالعقل و العیندگر صولی که داند سر کونین
  6. بخش ۱۰۱ - باب‌الراءشنو از راعی ار داری کیاست
  7. بخش ۱۰۲ - الرانچه باشد ران‌، حجابی کوست حایل
  8. بخش ۱۰۳ - الرببود رب اسمی از اسماء حضرت
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.