پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۰۰ - ذوالعقل و العین

دگر صولی که داند سر کونین

نماید شرح از ذوالعقل و العین

کسی باشد که بد و ماسبق دید

حق اندر خلق و خلق اندر بحق دید

نشد محجوب در هر یک ز دیگر

نه بیند بلکه جز واحد سراسر

حق از وجهی و خلق از وجه دیگر

نه محجوب از شهود وجه اکبر

بود آن وجه اکبر عین واحد

که واحد جمله را بیند مشاهد

مزاحم نیست کثرت بر شهودش

که در کثرت عیان باشد وجودش

بکثرت جلوه گر ذات الاحد دید

احد کی دیده صاحب رمد دید

تو با هم بینی ار مرآت و صورت

بدون غفلت از مرآت و طلعت

شهود هر دو در توحید سالم

ز یکدیگر تو را نبود مزاحم

تبا شد حاجبی پیش تو ما بین

تو را خواند صفی ذوالعقل و العین

در این کثرت نه بینی جز احد را

کنی راجع بیک واحد دو صد را

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۰۲ - الرانچه باشد ران‌، حجابی کوست حایل
  2. بخش ۱۰۳ - الرببود رب اسمی از اسماء حضرت
  3. بخش ۱۰۴ - رب‌الارباببود حق رب‌الارباب مکرم
  4. بخش ۱۰۵ - الرتقز رتق آرم تو را شرحی بتمثال
  5. بخش ۱۰۶ - الرحمنبود رحمن ز اسماء الهی
  6. بخش ۱۰۷ - الرحیمرحیم اسمیست کز وی می‌شود خاص
  7. بخش ۱۰۸ - الرحمه و هو الامتنانیه و الوجودیهز رحمت بشنو ار دانی معانی
  8. بخش ۱۰۹ - الرداء والردیردا بر عبد خوش زیبنده باشد
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.