پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۰۵ - الرتق

ز رتق آرم تو را شرحی بتمثال

بود او ز اصل وحدانیت اجمال

بغیر از ماده مقصود از اصل

مرا نبود اگر دانی تو این فصل

مسمی اوست بر عنصر هم اعظم

که بد مرتوق قبل از خالق عالم

شد از بعد ظهور کل مخلوق

خود آنمرتوق مطلق جمله مفتوق

تعینها عیان گشت آنچه لایق

بد اندر ذات مکنون الحقایق

مراد از رتق اجمال نبات است

که قبل از غرس مکنون در نواه است

دگر هر غیبتی و هر بطونی

از آن تعبیر باشد یا کمونی

احدیت توان زو کرد تاویل

که پس در واحدیت یافت تفصیل

ز شأن واحدیت پس در آیات

عیان شد خلقت ارض و سماوات

غرض رتق است آن اصلی هر شی‌ء

عیان زو گشت و مکنون بود دروی

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۰۷ - الرحیمرحیم اسمیست کز وی می‌شود خاص
  2. بخش ۱۰۸ - الرحمه و هو الامتنانیه و الوجودیهز رحمت بشنو ار دانی معانی
  3. بخش ۱۰۹ - الرداء والردیردا بر عبد خوش زیبنده باشد
  4. بخش ۱۱۰ - الرسماشارت رسم بر خلق و صفاتست
  5. بخش ۱۱۱ - رسوم العلوم و رقوم العلومرسومات علوم آمد مشاعر
  6. بخش ۱۱۲ - الرعونهرعونت چیست حظ از خویش بردن
  7. بخش ۱۱۳ - الرقیقهرقیقه چیست نیکودان لطیفه
  8. بخش ۱۱۴ - الروحشنو از روح کآن ربانی آمد
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.