پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۱۲ - الرعونه

رعونت چیست حظ از خویش بردن

توقف در حظوظ نفس کردن

رعونت عبد را دامی بود سخت

خوش آنمردی کز او بیرون بر درخت

مشو رعنا گرت عقلی بود زه

مخنث بودن از رعنائیت به

بزیر نفس عیب استت فتادن

بکس یعنی که خود را جلوه دادن

بتحقیق این بود رعنائی عام

نه خاص آنکو بود بر رهروان دام

بود رعنائی خاص آنکه محظوظ

شوی از هر چه کان شد در تو ملحوظ

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۱۴ - الروحشنو از روح کآن ربانی آمد
  2. بخش ۱۱۵ - باب الزاءالزاجربود زاجر همانا نور مقذوف
  3. بخش ۱۱۶ - الزجاجهزجاجه قلب صاحب سینه باشد
  4. بخش ۱۱۷ - تحقیق آیه النورمراد از نور اینجا صرف ذاتست
  5. بخش ۱۱۸ - تطبیقبد این از عالم اصغر علامت
  6. بخش ۱۱۹ - الزمردهز مرد داری از نور هدایت
  7. بخش ۱۲۰ - الزمانزمان مذکور شد در آن دایم
  8. بخش ۱۲۱ - الزواهرزواهر را بدان علم طریقت
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.