پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۲۱ - الزواهر

زواهر را بدان علم طریقت

زانبا و علوم و اصل و وصلت

چو او اشرف ز انواع علوم است

بحق رهبر ز اقسام رسوم است

همان علمیکه بشنیدی تو نور است

ز خدمت حاصل اهل حضورست

بمحض موهبت ناگه بر دل

شود از حق بلاتحصیل حاصل

همین علم است نی معقول و منقول

که عمریرا بآن گشتی تو مشغول

نکردی حاصل از آن بحث و تدریس

بجز ظلمات لفظ و مکر و تلبیس

غرض باشد زواهر علم توحید

نه توحیدی که از ظن است و تقلید

نه توحید یکه لفظش در نصوص است

ترا حاصل ز اسفار و فصوص است

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۲۳ - الزیتدگر نوریست زیتت در عبارت
  2. بخش ۱۲۴ - باب السین السابقهکنند از سابقه اهل گواهی
  3. بخش ۱۲۵ - السالکبود سالک یکی سیار در راه
  4. بخش ۱۲۶ - السبخهبود سبخه هبا یعنی هیولا
  5. بخش ۱۲۷ - الستربود ستر آن حجاباتی که محجوب
  6. بخش ۱۲۸ - الستائرزاکوان دان صورها را ستائر
  7. بخش ۱۲۹ - الستورستور آمد بتحقیق این هیاکل
  8. بخش ۱۳۰ - سجودالقلبسجود قلب نفی مطلق آمد
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.