پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۱۳ - الرقیقه

رقیقه چیست نیکودان لطیفه

که فهم آن تو را باشد وظیفه

بود آن واسطه ما بین شیئین

نباشد جز لطیفه ربط ما بین

بمانند مدد کز حق بود وصل

بسوی عبدو آن ربطیست بیفصل

یکی گر مرد راهی فی‌الحقیقه

تو را اندر نزول است این رقیقه

دگر باشد بمانند وسیله

که از عبد است بر حق بی‌رذیله

تقرب جوید او از علم و اخلاق

ز اعمال نکو و حسن میثاق

خود آنرا عارف از حین خروجش

رقیقه ارتقا خواند و عروجش

دگر گویند ارباب حقایق

که در علم و ادب باشد رقایق

نماید نفس را پاک از کثافت

کند دل چو مرآت از لطافت

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۱۵ - باب الزاءالزاجربود زاجر همانا نور مقذوف
  2. بخش ۱۱۶ - الزجاجهزجاجه قلب صاحب سینه باشد
  3. بخش ۱۱۷ - تحقیق آیه النورمراد از نور اینجا صرف ذاتست
  4. بخش ۱۱۸ - تطبیقبد این از عالم اصغر علامت
  5. بخش ۱۱۹ - الزمردهز مرد داری از نور هدایت
  6. بخش ۱۲۰ - الزمانزمان مذکور شد در آن دایم
  7. بخش ۱۲۱ - الزواهرزواهر را بدان علم طریقت
  8. بخش ۱۲۲ - الزیتونبود زیتون همان نفسی که مذکور
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.