پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۰۹ - الرداء والردی

ردا بر عبد خوش زیبنده باشد

ظهور وصف حق بر بنده باشد

ردی شد آن ردا را در مقابل

بود اظهار وصف حق بباطل

از آن اهل تکبر ار بقرآن

بغیر حق بوصف آورد یزدان

دگر فرمود: از آرم عظمت آمد

ردایم کبریا و عزت آمد

منازع هر که شد در ایندو، پوستش

کنم وانگه بهم خواهم شکستش

که هر کس داند این برکس روانیست

سزاوار تکبر جز خدا نیست

هر آنوصفی که مخصوص اله است

هر آن بندد بخود خوار و تباه است

غنا و قدرت و علم و تکبر

و زاینسان هر چه آید در تصور

هر آن برخود دهد نسبت هلاک است

حق از اوصاف خلقی جمله پاک است

تو مخلوقی و وصفت عجز و خواریست

فنا و انکسار وضعف و زاریست

رها کبر و ریا بر کبریا کن

خود اندر کبریای او فنا کن

که آثار جلال و کبریایش

شود اندر تو پیدا با رضایش

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۱۱ - رسوم العلوم و رقوم العلومرسومات علوم آمد مشاعر
  2. بخش ۱۱۲ - الرعونهرعونت چیست حظ از خویش بردن
  3. بخش ۱۱۳ - الرقیقهرقیقه چیست نیکودان لطیفه
  4. بخش ۱۱۴ - الروحشنو از روح کآن ربانی آمد
  5. بخش ۱۱۵ - باب الزاءالزاجربود زاجر همانا نور مقذوف
  6. بخش ۱۱۶ - الزجاجهزجاجه قلب صاحب سینه باشد
  7. بخش ۱۱۷ - تحقیق آیه النورمراد از نور اینجا صرف ذاتست
  8. بخش ۱۱۸ - تطبیقبد این از عالم اصغر علامت
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.