پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۹۳ - خلق جدید

تو از خلق جدید این را سنددان

ز موجود اتصالات مدد دان

دم رحمن بممکن هست ممتد

که هر دم زو رسد فیض مجدد

بذات خویش ممکن جز عدم نیست

عدم را در تفهم بیش و کم نیست

عدم دان خلق را در عین امکان

کنی قطع نظر چه از موجود آن

پس او را هست آنی ز آنات

فیوض مستمر از حضرت ذات

هر آن فیض که هر آنش امیدست

توالی را همان خلق جدیدست

بر او گر اتصال فیض کم شد

خود آن موجود در آنی عدم شد

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۹۵ - دره‌البیضاءمرا شد رده‌البیضا مسجل
  2. بخش ۹۶ - باب‌الذال الذخایرهر آن کز غیب بازستش مشاعر
  3. بخش ۹۷ - الذوقشنو از ذوق کان اصل شهود است
  4. بخش ۹۸ - ذوالعقلبظاهر خلق و باطن هر که حق دید
  5. بخش ۹۹ - ذوالعینذوی‌العین آنکه حق بیند بظاهر
  6. بخش ۱۰۰ - ذوالعقل و العیندگر صولی که داند سر کونین
  7. بخش ۱۰۱ - باب‌الراءشنو از راعی ار داری کیاست
  8. بخش ۱۰۲ - الرانچه باشد ران‌، حجابی کوست حایل
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.