پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۵۵ - شهود المجمل ‌ فی المفصل

و گر بینی احد در کثرت اول

شهود مجمل است آن در مفصل

که در هر ذره بینی آفتابی

نهان دریای وحدت در حبابی

در این رؤیت خدا بین در اموری

دو عالم بینی اندر بال موری

در اینجا جای حرف و گفتگو نیست

مقام اعراض از ما باو نیست

در اینجا بسته شد بی‌مدعائی

دهان اولیا از هر دعائی

خود این گردد در آن رؤیت مدلل

که بینی مجملی را در مفصل

کلام اهل معنی را نکو فهم

هر آن تحقیق اندر جای او فهم

بجای خود بیانها جمله خوش شد

تو بیجا دیدی ار رؤیت ترش شد

اگر فهمی، نباشد انقباضت

نماند جای حرف و اعتراضت

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۵۷ - شواهدالتوحیدبود دیگر شواهدهای توحید
  2. بخش ۱۵۸ - شواهد الاسماءشواهدهای اسماء بی‌منافات
  3. بخش ۱۵۹ - الشئونشئون ذاتی و افعالی است آن
  4. بخش ۱۶۰ - الشیخمراد از شیخ باشد مرشد راه
  5. بخش ۱۶۱ - علامات الشیخ الکاملبود بهر چنین شیخی علامات
  6. بخش ۱۶۲ - حکایت ابوحمزهابوحمزه خراسانی که مردیست
  7. بخش ۱۶۳ - التمیزنپنداری شیوع این کودکانند
  8. بخش ۱۶۴ - باب الصاد صاحب‌الزمان و الوقت و الحالشنو از صاحب وقت و زمان حال
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.