پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۶۱ - علامات الشیخ الکامل

بود بهر چنین شیخی علامات

که بشناسند او را در مقامات

نخست آگه ز علم شرع باشد

دگر عامل به اصل و فرع باشد

اسیر حلق و بند دلق نبود

کلامش جز بخیر خلق نبود

ز بی برگیش غم در سینه ناید

ز طعن خلق اندر کینه ناید

نرنجد از جفا و جور مردم

نگردد تنگدل از طور مردم

ز میل خود بکس دشمن نگردد

به تقدیرات حق ضامن نگردد:

که حسن دین و دنیای تو با من

منم بر دفع مکروه تو ضامن

خود این از جهل و بعلمی بکار است

فضولی در قضای کردگار است

فضولی اندر سرائی ره ندارد

چنین شیخی دل آگه ندارد

ز اشیاء جهان چیزی بخیره

نسازد بهر خود هرگز ذخیره

بهر چیزی که باشد بیش یا کم

بخود سلاک را دارد مقدم

بود از مدح و ذم خلق آزاد

نه غمگین از رهی نه از علتی شاد

بداند واردات عالم از حق

بشیئی نیست غافل یکدم از حق

نیاید بر ستوه از نا روائی

نیارد چین بر ابرویش بلائی

نیابد راه بر نفسش تزلزل

فزاید در شداید بر توکل

مقام آمد ترا گویم بیانی

که باشد در مقاماتت نشانی

شوی واقف ز احوال مشایخ

که چون کوهند در آلام راسخ

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۶۳ - التمیزنپنداری شیوع این کودکانند
  2. بخش ۱۶۴ - باب الصاد صاحب‌الزمان و الوقت و الحالشنو از صاحب وقت و زمان حال
  3. بخش ۱۶۵ - صبیح الوجهصبیح‌الوجه شمس بذل و داد است
  4. بخش ۱۶۶ - الصباصبا نفحات رحمانیست کاید
  5. بخش ۱۶۷ - الصدیقبود صدیق تاکید صداقت
  6. بخش ۱۶۸ - صدق‌النورز صدق‌النور بشنو کت بکار است
  7. بخش ۱۶۹ - الصداءصدا بر دل خطور ناپسند است
  8. بخش ۱۷۰ - الصعقبود صعقت اگر دانی اشارات
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.